مجتبى ملكى اصفهانى

335

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

رأى رأى ، به گفته‌ى « مصطفى عبد الرزاق » ؛ يعنى ، اعتماد بر فكر در استنباط حكم شرعى « 1 » . گاهى رأى را مترادف با اجتهاد ، استنباط ، استحسان ، و قياس مىدانند « 2 » . همين مرادف بودن رأى با اجتهاد و قياس در قرون اوليه‌ى اسلام باعث شده بود كه شيعه با الهام از فرمايشات گهربار معصومين عليهم السّلام به شدّت به مخالفت با اجتهاد به معناى اعمال رأى و قياس برخيزد . ولى در قرن پنجم و ششم هجرى كه اجتهاد تعريف جديدى پيدا كرد ، شيعه نيز آن را قبول نمود . در همين قرن پنجم و ششم بود كه در تعريف اجتهاد گفته شد : اجتهاد عبارت است از تلاش مجتهد براى تحصيل علم يا ظن به احكام شرعى « 3 » . هرچند به مرور زمان تعاريف دقيق‌تر و كاملترى از اجتهاد بيان شد . به عنوان « اجتهاد » رجوع شود . ولى برخى نيز مانند سيد مرتضى قدّس سرّه بين رأى و قياس فرق قايلند « 4 » . رخصت رخصت در لغت تسهيل در كار است . رخصت در شرع يعنى : حكم ثابت بر خلاف دليل ، به علّت مشقت يا حرج ناشى از عمل به دليل « 5 » .

--> ( 1 ) مقدمه « النص و الاجتهاد » نقل از تمهيد لتاريخ الفلسفة الاسلامية ، ص 138 . ( 2 ) همان مدرك و مبادى الوصول ، ص 214 . از ادله‌اى كه ايشان بر بطلان قياس بيان كرده‌اند معلوم مىشود كه رأى به نظر ايشان مترادف با قياس است . ( 3 ) المستصفى ، ج 2 ، ص 199 ؛ الاحكام آمدى ، ج 2 ، ص 396 ؛ معارج الاصول ، ص 179 . ( 4 ) الذريعة ، ج 2 ، ص 673 . ( 5 ) تمهيد القواعد ، ص 45 .